خانه > موج سوم, اینجا و آنجا, بیانیه ها > علی مزروعی: ای کاش کمی کتاب و تاریخ می خواندند

علی مزروعی: ای کاش کمی کتاب و تاریخ می خواندند

نوروز – اینروزها که کشور و میهن عزیزمان در بحرانی عمیق دست و پا می زند و هر روز قربانیانی مظلوم بدلیل بی تدبیری و عدم کفایت حاکمان فدا می شوند، با خود می گویم ای کاش اینان کمی از وقت خود را صرف مطالعه کتاب و تاریخ ایران معاصر می کردند تا دریابند روش های اقتدارگرایانه و سرکوبی را که برای ادامه حکومت خود در پیش گرفته اند اگر چه ممکن است در کوتاه مدت و چند صباحی به نفع آنها باشد اما قطعا در نهایت به سرنگونی حکومتشان منجر خواهد شد . یکی از کارهایی ارزنده ای که در سال های پس از انقلاب صورت گرفت انتشار کتابهایی بود که هریک بگونه و زاویه ای در صدد پاسخگویی به این سئوال بودند که چرا رژیم پهلوی سقوط کرد ؟ و شاه به آن سرنوشت فلاکت بار دچارشد؟ در این باره صدها کتاب نوشته شده و ازجمله کتابهایی که در قالب اسناد منتشره توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات و. . . با بودجه دولتی انتشار یافته است که می تواند هرخواننده ای را با عمق فعالیتهایی که رژیم پهلوی برای بقا و دوام حکومت خود انجام می داده است آشنا کند. قطعا تمام فعالیتهایی که دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی این رژیم و در راس آنها ساواک انجام می داده است و اسناد منتشره بخوبی براین امر گواهی می دهند فاعلانش نیتی جز خدمت به رژیم سلطنتی پهلوی و شاه نداشته اند اما در قالب همین اسناد و اعترافات می توان دید و دریافت برخی کسان که بدلیل مبارزه و مخالفت با رژیم به چنگ این دستگاهها افتاده و ناچار از تک نویسی و اعتراف به جرم های خود می شدند نوشته اند که عملکرد همین دستگاهها و فاعلانش باعث شده بیشترین ضربه به بقای رژیم زده شود و زمینه و اسباب اتقلاب و سقوط آنرا فراهم آورد ! در واقع این ساواک و ساواکی ها و امثالهم در دستگاههای رژیم بودند که با عملکردهای ظالمانه و جنایت بارشان راهی را پیمودند که سرانجامش مشروعیت زدایی از حکومت و حاکمان و شورش و انقلاب مردم ایران را درپی داشت. اسناد این مدعا را می توانید در کتاب » سازمان چریک های فدایی خلق ایران » ، که سال گذشته توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی انتشار یافت، براحتی دریابید. در برخی اسناد منتشره که متن بازجویی های افراد دستگیر شده اینگروه است آنها به صراحت یادآور شده اند که اغلب نیروهایشان را از بازداشتی ها و زندانیان ساواک تامین می کنند ! در توضیح این موضوع می افزایند که ساواک و دیگر دستگاههای نظامی و امنیتی در پی تظاهرات و تجمعات اعتراضی دانشجویی و. . . غالبا دست به دستگیری و بازداشت افرادی می زنند که چندان درگیر و فعال در راه اندازی این اعتراضات نبوده اند چرا که سازماندهنگان اصلی در می روند و آنها که در صحنه می مانند کمترین نقش را در این ماجرا ها ندارند اما وقتی آنها گرفتار شده اند در فرآیند بازجویی و زندان بگونه ای با آنها برخورد شده و آنها واقعیت هایی را درمی یابند که وقتی از زندان آزاد می شود آمادگی کامل برای چریک شدن و مبارزه با رژیم را پیدا می کنند و براحتی به سازمان ما می پیوستند. به عبارتی عملکرد عوامل نظام و به ویژه ساواک و زندان جز چریک ساختن و بر دامنه مبارزان و مخالفان و سرعت سقوط رژیم پهلوی افزودن نبوده است، والبته هم اینان خوشحال بودند که هر از گاه با راه اندازی شوهای صدا و سیمایی و دادگاه های نمایشی از اعترافات و محاکمات چریک های زندانی اوضاع را بر وفق مراد و آنچنان با ثبات و پایدار نشان د هند که رهبری کشور با غرور تمام اعلام کندکه ایران در حال ورود به دروازهای تمدن بزرگ است، ژاندارم منطقه و پنچمین قدرت نظامی دنیاست، . . . و با انحلال احزاب فرمایشی و تاسیس نظام تک حزبی می خواهد دموکراسی متناسب با این وضعیت را سامان دهد. بود به عینه این واقعیت و روندی را که در این اسناد ماندگار شده است به چشم دیده است و دیدم دانشجویانی که غیر سیاسی بودند اما پس از گرفتاری و زندان بدست ساواک تبدیل به مخالف سیاسی تمام قد علیه رژیم پهلوی شدند. واقعا با رخدادهای تلخ و فاجعه بار اخیر من فکر می کنم که عوامل و دست اندرکاران این وقایع در سن و سالی نیستند که اینها را بدانند اما تعجب من از مسئولان اینان است که بعضا خود این تجربه را دارند و اگر ندارند می توانند با مطالعه کتابهایی که مراکز دولتی منتشر کرده اند مجانی تهیه نمایند به این موضوع دست یایند و دریابند که عملکردی مشابه دوران شاه با منتقدان و مخالفان چه عواقبی می تواند در پی داشته باشد. به کلام خلاصه می توان گفت اینگونه عملکرد ( اگر از سوی عاملانش صادقانهو به قصد خدمت باشد وگرنه باید آنرا بگونه ای دیگر دید و تحلیل کرد) فقط داستان مهربانی خاله خرسه در حق صاحبش را تداعی می کند که جز به گذشتن صاحبش منجر نمی شود. و مشکل هم همین جاست که ظاهرا این مسئولان هم همچون مسئولان زمان شاه آنقدر سرگرم خواندن گزارشات و بولتن ها مرتبط با تحکیم قدرت خود اند که فرصت مطالعه این کتابها و فکر کردن به سرانجام خود را ندارند !
اخیرا که کتاب » ایران بین دوانقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی » را می خواندم روندی که منجر به برآمدن رضاخان و تاسیس رژیم پهلوی و تبدیل او در طی زمان به یک مستبد تمام عیار و سرانجام اجبار به خروج از ایران شد برایم بسیار تامل برانگیز و آموزنده بود اما برایم سخت تعجب برانگیز بود که چرا پسر رضاه شاه از تجربه پدرش عبرت نگرفت و تقریبا همان مسیر را طی و تاریخ را بگونه ای تکرار کرد که این بار نه با اجبار کشورهای خارجی بلکه با انقلاب مردم مجبور به ترک کشور و آواره شد و جایی را برای مردن نمی یافت ! هرچند بگونه ای منطقی و علمی تکرار تاریخ معنا ندارد اما در عرف عام شبیه سازی های تاریخی رواج دارد و معمولا از این شبیه سازی ها برای فهم موضوعی و القای عبرتی استفاده می شود. از این منظر شباهت عجیبی می توان بین روندی که رژیم پهلوی پدر و پسر پیمودند و آنچه در سالهای پس از 68 و رحلت امام خمینی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران پیموده شده است مشاهده کرد و بگونه ای تکرار تاریخ آنهم برای سومین بار در تاریخ معاصر ایران را دید. نویسنده هرگز تحقق چنان سرانجامی را برای نظام جمهوری اسلامی ایران آرزو ندارد و نمی خواهد اما این قانون و سنت الهی است که هر نظامی برپایه عملکردش سرنوشت خود را می سازد اینکه :» ملک با کفر می ماند اما با ظلم نه «.

در اینجاست که آرزم می کنم حاکمان و مسئولان ما که ادعاهای بسیار دارند « ای کاش کمی کتاب و تاریخ می خواندند » ! و با فاصله گیری از موقعیتی که در آن قرار دارند در محتوای آن غور و فکر و تحلیل می کردند و فراز و فرودهای رژیم ها و افراد حاکم برایران را در همین گذشته نزدیک در می یافتند. به نظرم احتیاجی به مطالعه کتابهای زیادی نیست، خواندن همین دو کتابی که در این نوشته به آنها اشاره کردم کفایت می کند. اگر در آینده فرصت شد فرازهایی از این دوکتاب را که تایید کننده مدعای مطرح شده در این مقال است خواهم آورد تا معلوم شود آموختن از تاریخ و پرهیز از اقداماتی که رژیم پهلوی و همه رژیم های مستبد را به زیر کشید تنها راه بقای نظام جمهوری اسلامی ایران است و پیمودن راه و عملی مشابه آنان جز سقوط نتیجه ای ندارد، و امیدوارم در اینروزها که نظام و کشور ما گرفتار بحران عمیق مشروعیت و مقبولیت شده است عالمان و عاقلان و دلسوزانی پا پیش نهند و با آموختن از تاریخ و با تکیه بر آموزه های اصیل دینی و اخلاقی راه اصلاح را بروی ساختار سیاسی بگشایند و همچون امام با تکیه برمردم و میزان قرار دادن رای ملت نگذارند حاصل مبارزات و مجاهدات تاریخ معاصر ایران بهدر رود و مردم ایران ناچار از تکرار تجربه ای دیگر برای تغییر حکومت شوند و…

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: