خانه > موج سوم, اینجا و آنجا, بیانیه ها > محبيان: اعتراف گيري عقب ماندگي سياسي است

محبيان: اعتراف گيري عقب ماندگي سياسي است

اعتماد – در تمام جهان نظريات يک سياستمدار تنها در شرايط عادي و با آزادي کامل قابل استناد است. امير محبيان که خود مي گويد حال جسمي مساعدي ندارد از اصولگراياني است که مخالف اعتراف گيري و پخش آنها از رسانه هاي مختلف است.

– اعترافات در حال پخش است. شما با شنيدن اعترافات چه احساس شخصي داشتيد؟ آيا از اين مساله که رقباي سياسي شما مجبور هستند در مقابل دوربين حرف هايي غير از حرف هاي خود بيان کنند و خود را زير سوال ببرند، خشنود بوديد؟
خير، مطمئناً اين گونه نبود. احساس من اين بود که اي کاش در يک فضاي باز به دور از تعصبات گروهي ما فرصت فکر کردن و مباحثه را داشتيم و مي توانستيم نسبت به آنچه کرده ايم يا مي خواستيم بکنيم برداشت دقيق تري پيدا مي کرديم. بي شک ديدن فعالان سياسي پشت ميز محاکمه و اعترافات اين گونه براي کسي که در سياست فعاليت مي کند تصوير جالبي نيست اما در عين حال معتقد هستم بايد محيطي داشته باشيم که به دور از هرگونه تعصب نظرات خود را ابراز کنيم و اين نظرات به بحث و چالش کشيده شود.

-چرا هر زماني که جناح اصولگرا مي خواهد به نوعي از اصلاح طلبان انتقام بگيرد از منظر اعتراف گيري وارد مي شود؟

اين بحث جريان اصولگرا و جريان اصلاح طلب نيست. به اين معنا که جريان اصولگرا در اين اتفاق نقشي نداشته است بلکه يک پديده سياسي-امنيتي در کشور رخ داد. اين فضا مي توانست به شکل بهتري رفع شود اما اين مساله حل نشد و بحران شديدتر شد و جمعي که دستگير شده بودند به اين کار اجبار يافتند. در مورد اينکه عمق و صحت اين اعترافات چقدر است بايد بگذاريم شرايط عادي شود و اين افراد دوباره نظر خود را بيان کنند و آن زمان ببينيم اين اعترافات تا چه حد عمق داشته است. در عين حال معتقد هستم اعتراف گيري و پخش اعترافات نشان دهنده عقب ماندگي سياسي کشورهاست و در اکثر کشورهايي که دريافته اند مي توان با هم سخن گفت بدون اينکه افراد را در شرايط سخت و خاصي قرار دهند از اعتراف گيري پرهيز مي شود. به گمان من بهتر است بتوانيم شرايط جامعه را به سمت آرامش ببريم که شاهد اين وقايع نباشيم که اعتراضات منجر به ساختارشکني شود يا اينکه بيان نظرات گونه يي از اعترافات را شکل دهد.

-به نظر شما جريان اصولگرا در اين اتفاق نقشي نداشته است، اين در صورتي است که بعضي از گروه ها و افراد وابسته به اين جريان به طور گسترده نسبت به پخش اين اعترافات واکنش مثبت داشته اند و حتي قبل از اين اتفاق نيز اصرار و اجباري بر انجام اين کار داشته اند.

تحليل جريان اصولگرا با مشخصات قبل از انتخابات امکان پذير نيست. برداشت هاي مختلفي از اين جريان وجود دارد و متناسب با اين برداشت هاي متفاوت گروه ها و افراد زيادي نيز در اين جريان فعاليت مي کنند که لزوماً همه آنها به يک مساله باور ندارند. بعضي از جريانات ممکن است از اين نوع برخورد استقبال ويژه يي انجام دهند. عده يي ممکن است اين اتفاق را برخورد قهري با عملکرد اصلاح طلبان بدانند و گروهي ممکن است اين را نحوه مطلوب ندانند اما برخورد ناگزير بدانند.

-طرز تفکر شما وابسته به کدام يک از گروه هاست؟

رسيدن به جايي که رقباي سياسي ما پشت ميله هاي زندان باشند و مجبور به اعتراف، مطمئناً جايگاه مناسبي براي فضاي سياسي ما نيست. اي کاش همه ما به قانون پايبند باشيم که اين اتفاقات هيچ گاه رخ ندهد. باور به تقلب گسترده يي که نتيجه انتخابات را عوض کند به معناي توهين به نظام است.

-اين روند به طور سيستماتيک در جريان اصلاح طلب وجود نداشته اما اصولگرايان در انتخابات مجلس ششم و رياست جمهوري سال 80 بحث تقلب را بيان کرده بودند. اين اعتراضات که از ديد شما به معناي توهين به نظام است از طرف جريان اصولگرا نيز مطرح بوده است؟

خير، اين گونه نبوده است.

-اما در مجلس ششم افرادي چون حدادعادل و در رياست جمهوري 80 جريان اصولگرا به نتيجه انتخابات اعتراضات جدي داشته اند.

شما نمي توانيد برخورد افراد را به روند سيستماتيک جريان اصولگرا نسبت دهيد. جريان اصولگرا در هيچ کدام از انتخابات به صورت گسترده اين بحث را بيان نکرده است. اين در صورتي است که اصلاح طلبان در انتخابات گوناگون اين اعتراضات را داشته اند و تا پاي تحريم انتخابات نيز پيش رفتند.

-اگر معناي برخورد سيستماتيک همراهي تمام گروه ها و افراد باشد اين اعتراضات نيز سيستماتيک نبوده است. اصلاح طلبان هيچ گاه جوابي درباره اعتراضات شان نسبت به نتيجه انتخابات دريافت نکرده اند. به عنوان مثال مي توان به موضع گيري اعضاي شوراي نگهبان قبل از انتخابات يا خبر رسمي اعلام نتايج توسط خبرگزاري و روزنامه دولت چندين ساعت قبل از اعلام نتايج و بسياري ديگر از موارد اشاره کرد.

بعضي از اعضاي شوراي نگهبان موضع خودشان را اعلام کرده اند. اين کار پسنديده نيست.

-غيرقانوني است؟

خير، ما در اين باره از آقاي کدخدايي سوال کرديم، ايشان گفتند در مورد شوراي نگهبان قانون ابهام دارد و نمي توان به صورت کامل گفت اين کار غيرقانوني است. اين ابهام بايد برطرف شود. ممکن است حتي اين کار خلاف شرع يا خلاف قانون نباشد اما خلاف شأن شوراي نگهبان است. يا در مورد بحث سايت هاي حامي دولت که نتايج را زودتر از وزارت کشور اعلام کرده اند، ظاهراً تا ساعت يک يا دو نصف شب نتايج به حدي رسيده بود که مي شد درباره آنها نظر داد. دومين مساله اينکه اين گمان ممنوع نيست. آقاي موسوي هم اين گمان را داشتند و آن را به صورت رسمي اعلام کردند، از اين جهت خلاف قانون نيست.

-نتايج گفته شده از طرف خبرگزاري هاي حامي دولت کاملاً مطابق نتيجه وزارت کشور بوده، اين نيز يک پيش بيني است؟

بر اساس آمارهاي قبل از انتخابات و نتايج مشخص شده تا آن زمان شايد بتوان اين را يک گمان دانست. گاهي خبرگزاري ها جنگ رواني را شروع مي کنند. در فضايي که هر خبرگزاري سعي مي کند جديدترين اخبار را بدهد تا تعداد بازديدکننده بيشتري پيدا کند اين مسائل پيش مي آيد. مطمئناً خبرگزاري هاي رسمي بايد منتظر مي ماندند تا توسط منابع رسمي اخبار تاييد شود. اين را دليلي بگيريم که از مساله تقلب خبر داشته اند واقعاً معقول نيست. مساله يي به شکل طنز درباره ايران صدق مي کند و آن اينکه در ايران هيچ چيز را نمي توان مخفي کرد. وقتي يک مسوول در يک اتاق دربسته حرفي مي زند و فردا آن خبر و حتي فايل صوتي آن حرف در اينترنت پخش مي شود، نمي تواند تقلبي در اين حد مخفي بماند. امکان تخلف ممکن است وجود داشته باشد اما امکان تقلب وجود ندارد.

-از ديد شما گمان خلاف قانون نيست، پس گمان آقاي موسوي هم خلاف قانون نبوده است.

بله، گمان خلاف قانون نيست اما اگر بر سر اين گمان آنقدر پافشاري شود که امنيت ملي خدشه دار شود مساله ديگر از يک گمان ساده خارج شده و حال است که چهره قانوني يا غيرقانوني به خود مي گيرد.

-شما اشاره کرديد امکان مخفي کاري در ايران وجود ندارد. اولين جلسه دادگاه خبر از وجود يک باند براندازي مي دهد که سال هاست در کشور فعال شده و امروز توانسته اند آن را مشخص کنند. اگر اين گونه بوده چرا نظام در اين سال ها با اين باند برخورد نکرده است؟

بحث براندازي نرم به عنوان يک تحليل از قبل وجود داشته است. اين نامعقول نيست که امريکا از برخوردهايي که در ديگر کشورها براي براندازي استفاده کرده است در ايران نيز استفاده کند و اين نيز نامعقول نيست که تعدادي از افراد در ايران اين کدها را جابه جا کنند، اما اينکه دقيقاً اين برنامه وجود داشته است يا موج سبزي که پديد آمده مرتبط با اين براندازي بوده، مسائلي نيست که من بتوانم در مورد آنها نظر بدهم. هر کسي که اين ادعا را دارد بايد بتواند اين ادعا را ثابت کند.

-کيفرخواست يک روند هماهنگ از کيهان فرهنگي تا به امروز را مرتبط با براندازي نرم مي داند به شکلي کاملاً هماهنگ نه به صورت مقطعي. اين ادعا مي تواند صحت داشته باشد؟

اين يک تحليل است نه خبر که سال هاست از طرف عده يي مطرح بوده است.

-اما کيفرخواست تنظيم شده اين تحليل را همراه با خبر مطرح کرده است. دادگاه که روزنامه کيهان نيست تا بتوان در آن تحليل ارائه داد. آيا با توجه به مخفي نبودن هيچ چيز در ايران اين روند ممکن است؟

خب بايد در مورد هر کدام از اين مسائلي که مطرح کرده است دلايل مستدل و قانوني بياورد که بتواند ادعاي خود را ثابت کند. در عين حال من در جايگاهي نيستم که بخواهم به سيستم دادرسي ياد بدهم بايد چه برخوردي انجام دهد چراکه از منظر قانوني نيز در اين باره اطلاعات زيادي ندارم. اين را مي دانم که صحبت هاي دادگاه دو بخش است؛ يک بخش توضيح منطقي در مورد يک حرکت توطئه آميز در فضاي سياسي ايران است و در بخش بعد قاعدتاً بايد اين ادعا را ثابت کند.

-يکسري اتفاقات در رابطه با انتخابات صورت گرفت چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن که اين روند منجر به دادن کشته و صدها زنداني شد. آيا مي توان برخوردهاي تند و ساختارشکني هاي وقت مناظره ها را دليل اين اتفاقات دانست؟

در رابطه با علت اين اتفاقات بايد يک بحث مفصل انجام داد. نمي توان به اين اتفاقات جزيي نگاه کرد بلکه بايد همه را در آن مقصر دانست چه احمدي نژاد و چه رقباي انتخاباتي وي. از يک طرف نبايد در مناظره اين گونه برخورد مي شد. من قبل از انتخابات زماني که مي ديدم هم طيف طرفدار آقاي موسوي و هم طيف طرفدار آقاي احمدي نژاد به صورت گسترده تبليغات خود را انجام مي دهند و اتفاق خاصي نيز در اين ميان نمي افتد، خوشحال بودم که دموکراسي در ايران به ثبات رسيده اما بعد از انتخابات به اين نتيجه رسيدم که مشکل در مردم نيست، مشکل در نخبگان سياسي ماست که هنوز به درک بالايي از دموکراسي نرسيده اند. ما به عصمت هيچ کدام از سياسيون اعتقاد نداريم. احمدي نژاد هم بي شک اشتباه هاي فراواني داشته و دارد. خط قرمز ما صرفاً قانون اساسي و رهبري است که رهبري را نيز در چارچوب قانون اساسي خط قرمز مي دانيم، نه آقاي احمدي نژاد را.

-اگر روزي بحث اعترافات به امير محبيان بکشد، برخورد محبيان چگونه خواهد بود؟

من سعي مي کنم هميشه در راهم ثابت باشم و هيچ گاه از راهي که مي روم کوتاه نيايم. در عين حال امير محبيان در زندگي اش هيچ سندي براي تحت فشار قرار گرفتن و اعتراف به خاطر آن موضوع ندارد.

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: