خانه > موج سوم, اینجا و آنجا, اعتماد ملی, بیانیه ها > نامه ی برادر همسر ترانه ‌موسوي به مهدی کروبی

نامه ی برادر همسر ترانه ‌موسوي به مهدی کروبی

موج سوم – سيد حسين شاهمرادي، برادر همسر ترانه موسوي (احتمالا مقیم کانادا) در نامه ای به مهدی کروبی داده و در روزنامه امروز جام جم منتشر شده، ضمن گلایه از مواضع کروبی، در انتهای نامه تلویحا بخشی از اظهارات کروبی درباره چگونگی تولید گزارش سیما درباره ترانه موسوی را تایید کرد. در این نامه آمده است: صفحه نخست آخرين شماره روزنامه اعتماد ملي و نوشته اي از يار قديم انقلاب و مبارز نستوه دوران ستم شاهي، براي من بهتي ديگر بود. براي من كه خود را شاگرد كوچك بزرگان انقلاب مي دانم و به تلمذ محضر بزرگان مباهات مي كردم، براي من كه خود را فرزند انقلاب مي پندارم و سرباز ولايت. …نمي دانم و نمي گويم كه آراء شما چه بوده و ديگري. اما مي دانم و مي گويم كه نمي شود و نبايد براي اثبات راي و نظر خود يا بازگرداندن اعتبار سياسي هر موضوعي را بازگفت و بانگ برآورد.

اينك نيز از جايگاه طلبه و تلميذ، سوالي دارم و از دانشمندان مجلس و جنابعالي كه سوابق مبارزاتي و همراهي و همدليتان با انقلاب بر همه آشكار است، كه آيا دوشادوشي دين و سياست را عاقبت اين است؟ هزينه دستيابي به اغراض سياسي چيست؟ و آيا هدف و نظر امام راحل رحمه الله عليه در پايه گذاري اين نظام و رهبر معظم انقلاب و بزرگان مبارز و رسيدن به جامعه اي آرام و آرماني، متخلق به اخلاق اسلامي و آموزه هاي ناب الهي، با اوضاع اين دو ماهه دشوار نسبتي دارد؟ آيا اگر ياران امام و ا نقلاب با همه خدمت و ارادات دامان صبر از كف نهادند مي توان از ديگران انتظار تاب و طاقت داشت؟ و مي شود مسائل سنگين سياسي نظام را چنين ساده انگاشت؟

جناب آقاي كروبي

در ديداري كه دريافته بوديد كه برنامه تلويزيوني خانم ترانه موسوي به طريقي با خانواده ما ارتباطي دارد ماجرا را از بنده جويا شديد و عرض كردم كه بنا به مسائل و مصالحي كه باور داريم اين قصه را براي هيچ يك از بزرگان نگفته ام و نخواهم گفت؛ چرا كه توطئه رسانه هاي بيگانه را مي دانم. فتنه انگيزي دشمنان را ديده ام و ناصبوري دوستان را چشيده ام. اصرار ورزيديد. خاموش ماندم. قول داديد كه تنها براي اطلاع خود كنجكاويد حتي نه براي نقل قول هاي خاص. قول شما و ارادت اين كمترين به امام، آن مراد فرزانه اي كه لباس عالمان بر تنم پوشاند، قفل سكوتم را نزد شما و تنها شما شكست تا در سينه شما و تنها شما بماند و عرض كردم كه قصدم فقط افشاي توطئه دشمنان و خاموش كردن فتنه آنان بوده و شنيديد. ليكن با كمال تعجب و تحير 26 مردادماه بخشي از عرايض من با آب و تاب در صفحه نخست نسخه الكترونيكي روزنامه جنابعالي و به اسم و امضاي شما درج شد. چه دشوار بود براي من باور اين عهدشكني. ناباورانه مطلب را خواندم و تاسف و دريغم علاوه شد آن گاه كه ديدم آنچه گفته ام، نگفته ايد!

آبي بود و از جوي برفت، تيري بود و از چله گذشت. ليكن اين سوال باقي است كه گفته شما، دوا بود يا درد؟ با اين كار، كمكي به انقلاب شد يا جريان هاي سياسي اين سو و آن سو، كام خود از آن گرفتند؟ حريم انسان پاس داشته شد يا اصول اخلاق مراعات گرديد؟

براي من كه شما را يار و دلسوز نظام مي دانم هرچند در مواضع شما نبوده و نيستم باور ناكردني بود و شگفتي آور! چه زمانه اي است اين زمان كه آب و آبرو را بهايي نيست. عالمان از علم درمي گذرند و عهدها فراموش مي شود به آساني:

دستان خسته بر آسمان برمي دارم و دم فروبسته مي گشايم و از درگاه يگانه بخشنده و مهربان براي ايران اسلامي دعا مي گويم.

Advertisements
  1. مجید
    اوت 26, 2009 در 16:08

    ای کاش شما از ایشان نمیخواستید که راز سر به مهر تان را باز گو نکنند ، اما برادر نگفتن به چه قیمت سکوت در برابر ظلم ظالمان تا کی و تا کجا

  2. اوت 26, 2009 در 19:12

    salam ba maram mer30 az khabar ha

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: