خانه > موج سوم, اینجا و آنجا, بیانیه ها > همسرحجاریان: می‌خواستند سعید را باطل کنند

همسرحجاریان: می‌خواستند سعید را باطل کنند

اعتماد – تحمل سه سال زندان در دوران رژیم ستمشاهی در فاصله سال های 54 تا 57 بی شک موضوعی نیست که در سابقه مبارزاتی افراد بتوان به آسانی از کنار آن گذشت و شاید تجربه یی نظیر این بوده است که از دکتر وجیهه مرصوصی انسانی مقاوم ساخته است. هنگامی که برای گفت وگو به مطب او می رفتم می پنداشتم آنچه در چهارمین جلسه دادگاه و روز سه شنبه گذشته رخ داد و سعید حجاریان به عنوان شاخص ترین چهره اصلاح طلب بازداشت شده در آن حضور داشت، دکتر مرصوصی همسر وی را آشفته کرده باشد. او اما من را به گرمی پذیرفت و به رغم تمام دلتنگی هایش از آنچه بر سعید حجاریان می رود، آرام و استوار از مطالبات مردم و ممارست های حجاریان در راستای استیفای حقوق مردم سخن گفت. گفت وگو با دکتر وجیهه مرصوصی همسر سعید حجاریان نکته دیگری را هم روشن می کند؛ اینکه او به خوبی با تحولات جهان مدرن آشناست و در گفت وگو بیش از آنکه تنها از منظر همسر حجاریان سخن بگوید از جانب یک نظاره گر آگاه حرف می زند و امید به آینده را تبلیغ می کند.

-با توجه به اینکه در جلسه چهارم دادگاه متهمان حوادث اخیر آقای حجاریان مهم ترین چهره سیاسی در جلسه بودند می خواستم احساس تان را نسبت به این جلسه از دادگاه بدانم.

تحمل این اتفاق برای من دشوار بود. اما چیز جدیدی نبود. من از همان ابتدا و جلسه اول دادگاه که آقایان ابطحی و عطریانفر اظهارات و اعترافاتی داشتند متوجه شدم جریان از چه قرار است و چه جور پروژه یی در حال اجراست. بنابراین حدس می زدم که با آقای حجاریان نیز قرار است چنین کاری صورت گیرد زیرا ایشان یک چهره موجه و سرشناس سیاسی بوده است پس اراده یی وجود داشت که ایشان را باطل کنند. من در ملاقاتی با آقای مرتضوی گفتم آقای مرتضوی این کار را نکنید، از حجاریان صرف نظر کنید، ما به اندازه کافی در 10 سال گذشته سختی تحمل کرده ایم، خواهش می کنم روی زخم ما نمک نپاشید، ایشان 10 سال پیش ترور جسمانی شدند، حالا ایشان را دیگر ترور شخصیت نکنید، حجاریان زحمات زیادی برای نظام کشیده و حق نیست که این طور با او برخورد شود. اما متاسفانه به حرف من گوش نکردند و حجاریان را ترور شخصیت کردند و همین برای من باعث تعجب شد.

-چرا؟

خب ما می گوییم نظام ما یک نظام اسلامی است. کشور ما بر مبنای ایدئولوژی اسلامی و معنوی اداره می شود و ما به این می نازیم و غرب را رد می کنیم چرا که آنها لیبرال هستند، به سکولاریسم و لائیسم گرایش دارند و به اخلاقیات پایبند نیستند. اما ما چطور پایبندی خود را به اخلاق ثابت می کنیم در حالی که فرد بیماری چون سعید حجاریان را که از حادثه خطرناک ترور جان به در برده است، دستگیر می کنیم و به سلول انفرادی می بریم اما غرب تروریست لاکربی را که مسوول قتل 280 انسان بوده و حالا پس از تحمل سال ها حبس دچار بیماری سرطان شده است به دلیل ملاحظات بشردوستانه از زندان آزاد می کند که نزد خانواده خود برگردد حال آنکه او متعلق به کشوری بیگانه بوده است.

-شما اظهارات آقای حجاریان را به طور کامل شنیدید. نظرتان در این باره چیست؟ آیا این اظهارات را دلیل بر پذیرفتن اتهام می دانید؟

من هر بار این اظهارات را گوش کردم و خواندم هیچ جرمی در آن پیدا نکردم جز آنکه این گفته ها نتیجه مطالعات عمیق ایشان بوده است؛ مطالعاتی که ایشان در زمینه استقرار دموکراسی در کشور پیگیری می کردند. من در این اظهارات هیچ چیز ندیدم که جرمی را ثابت کند. سوال من اما اینجاست که چطور کسی همچون سعید حجاریان را در اوج بیماری پرریسکی که دارد می برند به زندان و سلول انفرادی، خودشان هم می گویند شرایط نامساعد بوده و هوای درستی وجود نداشته و… آیا واقعاً لازم بود ایشان را به زندان ببرند؟ نمی شد این گفت وگوها را در جهت متقاعدسازی حجاریان بیرون از زندان و در جلساتی دیگر انجام بدهند؟ اگر حجاریان ظرف مدت دو ماه متقاعد شد هر چه آنها می خواهند بگوید، فکر می کنم بیرون از زندان هم می شد این کار را بکنند. اصلاً می توانستند سال ها قبل این کار را بکنند. آن زمان که جبهه مشارکت تاسیس شد جلویش را می گرفتند.

-اما عده زیادی از ناظران و فعالان سیاسی معتقدند این اظهارات تحت فشار بوده است.

بله اما من می گویم کسانی که مدام تکرار می کنند این اظهارات تحت فشار و اجبار نبوده، می توانستند بیرون از زندان هم حجاریان را راضی به گفتن این حرف ها کنند. آنها خودشان می گویند از حجاریان مرتب پذیرایی هم می شده و رسیدگی های لازم صورت می گرفته است. اگر این طور است سوال اینجاست چرا حجاریان را به زندان بردند و در بیرون از زندان به گفت وگو با وی ننشستند، چرا باید او را این گونه زائل کنند.

-شما تاکنون چند بار با آقای حجاریان ملاقات داشتید؟

چهار بار ملاقات داشتم.

-در ملاقات ها وضعیت جسمی و روحی ایشان چطور بود؟

اول باید بگویم دادگاه چهارم من را خیلی هم متاثر نکرده است چرا که در طول مدت زندانی بودن آقای حجاریان واقعاً واکسینه شده ام زیرا هر بار که به ملاقات ایشان می رفتم بعد از ترک محل ملاقات دیگر حالت طبیعی نداشتم، بسیار تهاجمی می شدم و دلم می خواست به همه عالم حمله کنم و ناسزا بگویم. من هیچ وقت نمی توانستم این را برای خودم هضم کنم که روزی برسد که حجاریان به این حال بیفتد و او را با این بیماری به بند بکشند.

-یعنی این اتفاق از ترور ایشان سخت تر بود؟

درست است ترور آقای حجاریان برای من خیلی سخت بود اما آن زمان دست من به او می رسید و می توانستم از او مراقبت کنم. اما حالا کاملاً دستم از او بریده است و نمی دانم کجاست. ریه اش ناراحت است و در ملاقات ها هم هیچ وقت نتوانستم بفهمم چه وضعی دارد چون دائم یک دوربین ما را کنترل می کرد. من در 10 سال گذشته هیچ وقت چنین وضعیتی پیدا نکرده بودم چرا که دائماً وضعیت ایشان را کنترل می کردم. تقریباً می توانم بگویم ماهی نبود که ما در رابطه با سلامتش مشکل نداشته باشیم، یک روز سرماخوردگی سخت، یک روز مشکل گوارشی و… احساس من و آقای حجاریان بیش از اینکه حس یک زن به همسرش بوده باشد، احساس یک مادر به فرزندش بوده و همیشه از او مراقبت کرده ام. شغل من طبابت است و برای قلب نازکم این شغل را انتخاب کردم. اما هر بار که به ملاقات رفتم تحمل آن شرایط و جو حاکم بر زندان برای من خیلی سخت بود، یک نوع شکنجه بود. گرچه الان دیگر موضوع به پایان راه رسیده و آنها کاری را که می خواسته اند انجام داده اند. البته من منتظرم ببینم می خواهند دیگر چه بکنند و اینکه آیا حکم دیگری برایش خواهند برید یا نه. در حالی که آقای حجاریان تنها کاری که کرده پژوهش و مطالعه بوده است. الان صد سال است که ملت ایران به دنبال آزادی می گردد، این آزادی هم چیزی بوده که می خواسته اند از دنیای مدرن بگیرند. ما این را در جامعه خودمان نداشته ایم. مردم غرب را دیده اند، پسندیده اند و خواسته اند که آزادی را برای خود به ارمغان بیاورند. این خواست مردم بوده و این دستاورد بشری برایشان جاذبه داشته است. نه تنها برای مردم بلکه برای علمای ما نیز جاذبه داشته است. جنبش مشروطیت مصداق همین خواست است. علمای ما در آن زمان این را منافی اصول اسلام ندانسته اند. اساساً اصول پنجگانه اسلام با آزادی نه تنها تناقضی ندارد بلکه سازگار هم هست. جالب آنکه نظریات کسانی چون ماکس وبر که حالا خواسته اند حجاریان از آنها بیزاری بجوید، کاملاً با دین ما سازگاری دارد. اینها- وبر و سایر فلاسفه- حرف بدی نزده اند. نحوه رسیدن بشر به خواسته ها و مطالباتش دغدغه آنان بوده است. حالا آقای حجاریان رفته و راهکارهای آن را به صورت علمی بررسی کرده است.

اساساً علت اینکه مردم ما صد سال در جست وجوی مفاهیمی نظیر آزادی بوده اند این است که فهم درستی از نظریات علمی فلاسفه و عالمان نداشته اند، حالا اگر کسی رفته و با مطالعات زیاد این نظریات را بررسی و تفسیر کرده است که جرم نیست. آیا باید این فرد را به زنجیر کشید، برای اینکه درک نمی کنیم چه می گوید؟ من آقای حجاریان را بهتر از هر کسی می شناسم. ایشان جزء اصولگرا ترین افراد نسبت به شرعیات و اصول دین هستند. من از زمان ازدواج با ایشان همین تصویر را دارم. اعتقادش نسبت به نماز، روزه، خمس، زکات و حق الناس مثال زدنی است. حجاریان آدم بسیار متشرعی است. حتی در زمان ازدواج، من به خواست او از چادر به عنوان پوشش استفاده کردم. من تنها سوالم اینجاست که چطور باید آبروی چنین فردی را بریزیم؟ آیا ریختن این آبرو آن هم از کسی که تلاشش را برای احقاق حق و آزادی مردم کرده درست است؟ آیا خدمت به مردم و روشنگری آنها جرم است؟ آیا به خاطر این کار کسی مثل حجاریان باید برود در دادگاه و بیش از 10 بار عذرخواهی کند؟ من هر چه نگاه کردم نفهمیدم این کار برای چیست؟

-در کیفرخواست قرائت شده در دادگاه گفته شده ایشان در حوادث پس از انتخابات نقش داشته اند. آیا این را می پذیرید؟

خیر، ایشان هیچ نقشی در این زمینه نداشتند. اصلاً این مردمی که آمدند به خیابان ها هر چند که گفته می شود غیرقانونی بوده می شد خیلی بهتر با آنها برخورد کرد. می شد کار را به این کشت و کشتارها نرساند. ما بارها این تجمعات را داشتیم اما هرگز چنین وضعیتی پیش نیامد. اگر کسانی می خواهند دلسوزی کنند باید بروند به دنبال کسانی که این اتفاقات را به مرز تخاصم کشاندند.مردم را خیلی راحت می شد قانع کرد. به عنوان مثال در زمان شهید بهشتی جریان های زیادی بودند که ایشان را مورد هجمه قرار می دادند اما چرا چنین اتفاقاتی نمی افتاد؟ بی شک چون طرفداران پرشمار ایشان با یک بار حضور در تجمعات مخالفان را قانع می کردند و در زورآزمایی پیروز می شدند. آقای احمدی نژاد هم می توانستند همین کار را بکنند. ما همیشه در سال های بعد از انقلاب اسلامی زورآزمایی خیابانی داشته ایم و این تجمعات چیز جدیدی نبوده است. اصلاً انقلاب این را به همه آموزش داده و اگر مردم به خیابان می آیند به دلیل این است که این گونه آموخته اند. مثل 22 بهمن که مردم می آیند تا وفاداری خود را به آرمان هایشان نشان دهند. حال چه ایرادی داشت که طرفداران آقای احمدی نژاد هم در کل کشور به خیابان می آمدند تا به هر حال معلوم می شد چه وضعیتی است.

البته بی شک راه های دیگری هم برای قانع کردن مردم وجود داشت که صاحب نظران می دانند. من تنها می خواهم بگویم این اتفاقات ارتباطی به کسی مثل حجاریان نداشت.

-برای تنویر افکار عمومی می خواهم از زبان شما بدانم شرایط آقای حجاریان در زندان آن گونه که شما در ملاقات ها دیده اید، چگونه بود؟

خیلی افسرده بودند و من هر بار سنگینی بار افسردگی را در چهره اش به وضوح می دیدم. حالا پشت پرده و در ارتباط با بازجوها چه اتفاقی افتاده نمی دانم. البته ایشان خیلی از اینکه من گفتم گریه کرده ناراحت شدند اما واقعیت این است که بی اختیار اشک می ریختند.

-موضوع خانه سازمانی که آقای حجاریان به آنجا منتقل شده صحت دارد. آیا شما به آنجا رفته اید؟

بله من یک بار سه هفته پیش تحت تدابیر امنیتی به آنجا رفتم.

-وضعیت در آنجا چطور بود؟ حال عمومی آقای حجاریان و…

در آن مکان حال عمومی شان بهتر و رنگ چهره شان طبیعی تر از دفعات قبل بود. در دادگاه هم که دیدم وضعیت بهتری به لحاظ جسمی نسبت به روزهای قبل داشتند.

-به روزهای پیش از انتخابات برمی گردیم. تئوری آقای حجاریان راجع به انتخابات ریاست جمهوری دهم چه بود؛ ایشان چه فعالیتی داشتند؟

هیچ فعالیتی نداشتند و اگر خاطرتان باشد در روزهای پایانی حمایت خود را از آقای مهندس موسوی اعلام کردند. حجاریان اصلاً در هیچ ستادی هم فعال نبود هر چند که در دولت آقای موسوی مدت زمانی فعالیت کرده بود.

-اعضای حزب مشارکت چطور، در روزهای پیش از انتخابات به منزل شما رفت و آمد داشتند؟

خیر. آنها هم سرگرم موضوع انتخابات بودند و منزل ما هیچ رفت و آمدی نداشت چون آقای حجاریان کاملاً کنار بودند. البته این را به عنوان مساله یی مثبت نمی دانم، ولی واقعیت این بود که ایشان توان نداشتند فعالیت خاصی انجام بدهند؛ نه قدرت تکلم و نه توان راه رفتن.

-شما چندی پیش نامه یی به رئیس مجلس خبرگان آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشتید. بازخورد آن نامه چه بود؛ آیا اثر مثبتی داشت؟

بله. من پس از نماز جمعه تاریخی آقای هاشمی نامه یی به ایشان نوشتم و خواستم از حرکت مثبت ایشان مبنی بر لزوم آزادی زندانیان پس از انتخابات و اینکه اذعان کردند کسی جرمی مرتکب نشده است، قدردانی کنم.

-فعالیت دیگری هم از جانب شما و خانواده تان در راستای تلاش برای آزادی آقای حجاریان انجام شد؟

بله. دختر من نامه هایی را به تمامی علما و مراجع ارسال کرد که عده یی از این شخصیت ها پاسخ دادند، خصوصاً آیت الله بیات زنجانی که پاسخی زیبا به این نامه داد.

-با توجه به اینکه اقدامات شما و سایرین نتیجه روشنی به دست نیاورده است، کیفرخواست و لایحه دفاعیه آقای حجاریان را چطور ارزیابی می کنید و چشم اندازتان نسبت به آزادی ایشان چیست؟

من هر چه این اظهارات را مطالعه کردم جرمی ندیدم که ایشان بخواهد بابت آن نادم باشد البته من آنچه را که جزوه راهبردی حزب قلمداد می شود نخوانده ام اما حدسم این است که به غیر از یک کار آکادمیک روی نظریات فلاسفه چیز دیگری نمی تواند باشد و همان طور که خودشان هم در دادگاه گفتند الهام گرفته از نظریات برخی فیلسوفان غربی است که اتفاقاً من می گویم همه جامعه ما تحت تاثیر این فلاسفه، صد سال است که راه افتاده اند و دستاوردهای بدی هم نداشته است. در کشورهای غربی مردم در گوشه یک پارک هم نظرات خود را بیان می کنند و کسی هم به آنها نمی گوید چرا دارید این کار را می کنید. آزادی مطلوب همه ماست؛ از رهبری گرفته تا پایین ترین اقشار جامعه. فلاسفه غرب هم همین را گفته اند. همان طور که گفتم پس از بارها مطالعه اظهارات آقای حجاریان در دادگاه، من هیچ موضوعی مبنی بر اینکه ایشان خدشه یی به نظام جمهوری اسلامی وارد آورده باشد نمی بینم. استنباط من این است که این تئوری ها هرگز منجر به مسائلی نظیر اغتشاش نمی شود بلکه اگر درست مورد استفاده قرار گیرند منجر به نهادینه شدن خیلی از قوانینی می شوند که برای پیشرفت و توسعه جامعه مفیدند. مثل قوانین راهنمایی و رانندگی که ما از غرب گرفته ایم. حال بحث اینجاست که قوانین اجتماعی که آقای حجاریان از آنها همواره یاد کرده اند نیز هیچ منافاتی با ارزش های ما نداشته است. این قوانین می گویند ما چگونه باید زندگی کنیم که حقوق یکدیگر را رعایت کنیم. ما باید سعی کنیم همدیگر را تحمل کنیم. کسی نمی تواند به کسی بگوید تو چه اندازه مسلمانی یا چه اندازه مدرنی یا سنتی فکر می کنی.

-در پایان قدری از شخصیت سعید حجاریان بگویید. با توجه به مسائل پیش آمده ایشان از این پس تغییر رویکرد می دهند؟

حجاریان آدم بسیار امیدواری است. این را در همه شرایط نشان داده است گرچه هنوز نمی دانم پس از آزادی چه اتفاقی برایش می افتد. اما تجربه من می گوید او هیچ وقت منفی نبوده و هرگز از وضعیت هایی که برایش پیش می آید یا برایش پیش می آورند ناراحت نبوده است. او برخلاف عده یی که شخصیت سیاسی رام و مطیعی دارند همواره شجاع، نوگرا و اهل اصلاحگری بوده است. حجاریان اساساً انسان عارف مسلکی است و در زندگی هیچ دلبستگی و تعلقی به چیز خاصی ندارد. هرگز چیزی را از آن خودش نمی داند و به راحتی از همه تعلقاتش می گذرد. او یک انسان آزاده است و چیزی برایش مطرح نیست حتی شخصیتش. دیدید که در دادگاه شخصیتش را هم از او گرفتند اما ککش هم نگزید و به روی خود نیاورد. من در تصاویر دیدم که برایش مهم نبود که دارند با او چه می کنند و اصلاً چیزی را از دست نداد.

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: