خانه > مراجع و روحانیون, اینجا و آنجا, بیانیه ها > مجید مجیدی: كجا داریم میرویم ؛ چرا به چنین روزیی افتادیم

مجید مجیدی: كجا داریم میرویم ؛ چرا به چنین روزیی افتادیم

پارلمان نیوز – بعد از دیدار روز گذشته اهالی فرهنگ و هنر با حضرت آیت الله خامنه‌ای، محمد گبرلو در وبلاگ خود «هزار راه»، به روایتی از این دیدار پرداخت که بدین شرح است: عصر امروز جمع كثیری از نویسندگان و هنرمندان كه در عرصه دفاع مقدس فعالیت داشتند مهمان آقا (رهبرانقلاب اسلامی) بودند تا پس از گفتگویی رودرو نمازمغرب و عشا را اقامه كرده و افطار را با ایشان صرف كنند. ساعت سه و نیم جلوی درب فلسطین حاضر شدم  تا با دوستی كه كارت ملاقات در اختیارش بود وارد حسینیه شویم . جلوی درب ورودی كه منتظر بودم تا دوستم برسد متوجه شدم جمعیت كثیری برخلاف انچه كه گفته بودند و در ذهن داشتم دعوت شده اند از فیلمسازان گرفته تا نویسندگان ادبیات و تئاتری ها و گرافیست ها و عكاسان و مجمسه سازان و برنامه سازان تلویزیونی و سرداران سالهای دفاع مقدس ، حتی ازهنرمندان شهرستانی هم آمده بودند.مشخص شد کارت دعوت در اختیار چند متولی فرهنگ و هنر از جمله ارشاد و انجمن سینمای دفاع مقدس و بنیاد حفظ آثار و…بوده و آنان بر اساس لیست خود افراد را دعوت کرده اند.

جلوی درب فلسطین نمایندگانی از نهادی دفاع مقدس و یا ارشاد حضور داشتند كه كارت را در اختیار مهمانان خودشان قرار میدادند. ولی بهرحال جمع خوبی بود ، به نوعی دیدارها تازه شد و اکثریت كسانی بودند كه سالهاست در عرصه دفاع مقدس فعال هستند اما درگیریهای كاری مانع از ملاقات یگدیكر می شد و این دیدار بستر مناسبی برای روبوسی و احوالپرسی و بیعتی دوباره و دیداری مجدد با آقا بود. هنگام ورود به حسینیه به عده ای كارت ویژه تر میدادند تا بتوانند درردیف های جلو قرار بگیرند .

راس ساعت 5  هنوزجمعیت درحال جابجایی بود که آقا آرام و بدون همراه و یا محافظی كه معمولا این ایام در عكس ها دیده میشود وارد شدند و جمعیت جلو ناگهان صلوات فرستادند. اینجا بود كه مابقی جمعیت متوجه شدند و همگی شعار صل علی محمد …. سر دادند . برنامه با تلاوت قران و سپس شعر خوانی مجری برنامه اكبر نبوی آغاز شد.

قرارشد به ترتیب نوبتی كه از قبل تعیین شده عده ای برای سخنرانی كوتاه و ارایه نقطه نظرات  دعوت شوند . اولین نفر حبیبب احمد زاده بود كه به صراحت بیان در خاطرات دفاع مقدس مشهور است  اما برعكس فقط  به ذكر خاطره ای از حضورش در جنگ اشاره داشت و تلویحا بیان كرد» نباید حركت های نابجایی انجام شود كه باعث خشنودی دشمنان گردد» و بعد نوبت مرتضی سرهنگی نویسنده و محقق معروف شد . اوكه آرام و متین سخن می گفت معتقد بود» ادبیات جنگ درسالهای دفاع مقدس و بعد از آن ساخته نشده است بلكه متولد شد.

بنابراین برای حفظ و یا رشد این ادبیات نیاز به وكیل و وزیر نیست بلكه نیاز به پدری است كه دلسوز باشد .» انسیه شاه حسینی هم كه مدعی است آدم رك و سریع الهجه است نفربعد بود كه او هم به خاطره ای از شهید علم الهدی پرداخت و گفت» نباید كاری كنیم كه رفتار خود شرمنده باشیم.

» حمید شریفی گرافیست  محبوب بعدی بود كه به حوزه تخصصی خود پرداخت و معتقد بود» مشكل عمده این رشته این است كه مدیران انتصابی مختصص رشته مورد نظر نیستند» و بعد سعید قاسمی مرد همچنان در سنگرپشت تربیون رفت و خیلی زیبا  به حركت های فرهنگی بعد از سالهای دفاع مقدس پرداخت و معتقد بود «حركت فرهنگی در كشور مركز فر ماندهی و یا خط مشخص مبارزه و دفاع ندارد». مسعود فراستی همیشه منتقد نیز این بارهم مثل همیشه به انتقاد از سینماگران و مسئولان و جشنواره های خارجی پرداخت ومعتقد بود «در عرصه فرهنگ و سینما جریان پویایی كه ارزش ها و آرمانها را با خود داشته باشد نمی بیند .

» اكبر نبوی كه قرار بود نقش مجری را ایفا میكرد» با انتقاد از سخنرانان جلسه كه چرا صریح و منتقدانه حرفهای دل خود را بیان نمیكنند خود نیز به ایراد سخن پرداخت و خیلی مستدل به ضعف بودجه نویسی كشور در خصوص فرهنگ و سینما پرداخت .» دكتر سنجری سخنران بعدی بود كه برخلاف برخی دوستان كه عرصه فرهنگ دفاع مقدس را خیلی منفی دیده بودند  مستدل و مستند به تولید فراوان برخی آثار مكتوب وتصویری در خصوص دفاع مقدس پرداخت و معتقد بود «مواظب باشیم بعضی ضعفها ما را از قله هایی كه ایجاد كرده ایم دور نگه ندارد.

» در این هنگام نبوی از مجید مجیدی دعوت كرد كه پشت تربیون قرار بگیرد . او كه تقریبا بعد از شروع برنامه به جمع پیوسته بود ابتدا اعلام كرد تبركا اینجا آمده و در عرصه دفاع مقدس فعالیتی نداشته است وسپس درحالی كه لحن آرام اما غمگینی داشت مطالبی را بدین مضمون گفت :

» تبركا اینجا آمدم … طعم روزهای زیبای دفاع مقدس همه ما را دلتنگ میكند… حال آن روزها من را دچار افسردگی می كند.. هم اكنون بر ما چه می گذرد…دورانی كه پر از شور و شعف بود. دورانی كه كسی زور نمی زد صف اول باشد ، نامش در تیتر اول باشد ، همه تلاش میكردند مخفیانه كار بكنند، كسی نبیند كه چه كسی كفش شان را واكس میزند ، مردمی كه نداشته شان را تقسیم میكردند… براستی چه شد آن روزها … آن روزهای زیبایی كه اسم شان  را بگذاریم رویاهای سرزمین من ، سرزمین ایران… انگار جنگ واقعی كه پر از كینه است الان دارد اتفاق می افتد … كسی آن موقع به كسی تهمت نمیزد ، همدیگر را متهم نمیكرد .

حال چرا اینجوری است … » مجیدی در این لحظه ناگهان بغض كرد و با صدایی اشك آلود خطاب به آقا گفت :

آقا ما دلتنگ ایم . آقا من حالم خوب نیست .. كجا داریم میرویم …چرا به چنین روزیی افتادیم … چكار می كنیم …» و سپس در آرامش ادامه داد » همه چی را داریم قطعه قطعه می كنیم … آن رشادتها كجا رفتند … غرور ما را گرفته … ماچیزی از خودمون نداریم هر چه داریم متعلق به شهداست و مردانی كه پایمردی كردند تا ما در عرصه های مختلف قدم برداریم .

قهرمان واقعی ما آنها هستند … » و سپس دوباره با حالت بغض گفت «آقا من حالم خوب نیست … حال خیلی از فیلمسازها خوب نیست … خیلی از فیلمسازها امروز نیامدند و البته دلیلش بی حرمتی نبود بلكه مایل بودند در موقعیتی مناسبترحضورتان بیایند و حرفهاشان را با آقا بزنند … همه دارد از دست میرود… داشته و نداشته های ما دارد از بین میرود …

چرا همدیگر را متهم میكنیم … همه چی یكطرفه است… من همین جا اعلام میكنم تلویزیون حق ندارد اصلا تصویر من را پخش كند. برای اینكه مجیدی را میبرد در لیست سیاه … من هیچی ندارم . هرچی دارم از مردم و انقلاب است …

اگر درایت و تدبیرخردمندانه شما نبود هر كاری میخواستند میكردند… من آن لیست را دیدم … تلویزیون حق ندارد حتی در مدیریت جدید هم حق ندارد تصویر من را پخش كند … همه ضررها بخاطر این است كه عصر خودمان را فراموش كردیم …به یك وضع نامتعادلی رسیدیم ، به یك وضع بی اخلاقی ، فضای دروغ ، تهمت … فیلمی كه من ساخته بودم سه بار اعلام كردم این خانم هنرپیشه نیست اما سه بار در رسانه های رسمی اعلام كردند هنرپیشه است … چرا به اینجا رسیدیم .

بخاطر اینكه از ریشه ها جدا شدیم ، تهی شدیم ریشه هایی كه متعلق به ائمه معصومین است … روز به روز از معنویت فاصله گرفتیم، به شعار زدگی محض رسیدیم ، در آن دوران زیبا ما اینجوری نبودیم. امیدوارم به لطف پروردگار و خون شهدا و عزیزانی كه پشتوانه انقلاب بودند ما برگردیم به عصر خودمان ، به باورهای عصر خودمان كه ایران سربلند و پر از امید داشته باشیم» پس از سخنان مجیدی در حالی كه سكوت جلسه را فرا گرفته بود آقا با آرامش و مهربانی مطالبی را بدین مضمون  فرمودند » آقای مجیدی بخاطر هنرمند بودنشان روح لطیف دارند و خیلی حساس هستند.

من این حرفها را قبلا هم از ایشان شنیده بودم و اشك ایشان را كه از خلوص بود دیده بودم… آن روزی كه روزهای دفاع مقدس بود همان روزها هم همین جور دعواها بود ، خیال نكنید نبود ، به حافظه مراجعه كنید این دعواها بود. خودم جبهه بودم وگاهی از تهران میامدند نكاتی را می گفتند بعد دیدم در سالهای 63 64 65 هم  بچه ها در كتاب خاطرات خود نیز به آنها اشاره میكردند…آن موقع كنار آن بهشت، جهنمی بود الان هم كنار این جهنمی كه شما حس میكنید بهشت هایی وجود دارد .

» دراین بین طلبه جوانی اجازه خواست سخن بگوید و بدون توجه به فضای جلسه به نحوه اداره جلسه و سطح ضعیف سخنرانی ها اشاره كرد كه اقا فرمودند من هم مثل یكی از شما حاضرین هستم و اگر به نحوه اداره جلسه اعتراض دارید باید به آن آقا بگوئید (اشاره به نبوی) كه آن طلبه پذیرفت و به سمت نبوی رفت در این بین یكی از فرماند هان سپاه بلند شد و اصرار كرد خاطره ای بگوید و هرچه اقا خواست كه تابع نظم جلسه باشد نپذیرفت و خاطره خود را با صدای بلند از ته سالن نقل كرد . او به نحوه شهادت یكی از پاسداران  توسط ضد انقلاب دریك مجلس عروسی  با خاموش كردن دهها سیگا ربر روی بدنش اشاره كرد و گفت» هنر امروز با سالهای دفاع مقدس فاصله دارد .

» سپس آقا فرمودند ایشان مرتضی قربانی فرمانده لشكر 25 كربلا هستند كه در آن زمان روزی پیش من آمدند و با لهجه اصفهانی گفتند (آقا نیز با لهجه اصفهانی جمله قربانی را اینگونه نقل كردن ) آقا چند تا اسیر زن گرفتیم … آقا كنیزست!!» و همه حضار خندیدند و سپس آقا ادامه دادند» خاصیت هنرمند این است كه آنچه را چشم معمولی نمی بیند ببیند … خاصیت دل لطیف هنرمند این است كه شامه حساس اش بوهای بد را كه خیلی ها حس نمیكنند حس كند و هشدار بدهد… این رویه را كاملا تائید میكنم این هشدار ها برای من دلنشین است

اما مراقب باشید این نگاه بد بینانه و تا حدودی واقعیانه شما را مایوس نكند … توقع و انتظار از شما هنرمندان زیاد است و بدانید كه می توانید …» در ادامه مراسم نبوی اعلام كرد چون وقت كم است ممكن است برخی برای صحبت حذف شوند و از آقا كسب تكلیف نمود كه چه كنیم؟ آیا به صحبت های حاضرین ادامه دهیم یا اینكه از محضر شما فیض ببریم كه آقا فرمودند هر جور برنامه را تنظیم كرده اید ادامه دهید. در این بین برخی حاضرین به نحوه انتخاب سخنرانها  اعتراض كردند: ازجمله یكی از هنرمندان شهرستانی  بلند شد وگفت

«ما هنرمندان شهرستانی همیشه در این مراسم ها نقش سیاه لشگر را بازی میكنیم.» برخی مایل بودند سخن بگویند و برخی مایل بودند سخنان آقا را بشنوند كه نبوی طالب زاده را پشت تریبون دعوت كرد.

طالب زاده با اشاره به اینكه در جامعه نیاز به انتقاد سازنده داریم اشاره كرد «ما نباید حرفهای مردم را فقط در تاكسی و اتوبوس بشنویم بلكه باید در رسانه ها نیز بشنویم اما در چارچوب قانون .

» و سپس خواستار راه اندازی شبكه مستقل برای پخش فیلم های مستند در خصوص مسائل روز شد. در ادامه مراسم طلبه جوانی كه معترض به اداره جلسه بود پشت تربیون قرار گرفت و از برخی سخنرانان كه ساده و كم عمق سخن گفتند گله كرد و سپس به حركت جدید چند طلبه اشاره كرد كه در مجالس روضه خوانی  به توصیف  شخصیت شهدای جنگ نیز میپردازند ومعتقد بود» حركت نویی در جهت خدمت به شهداست .

» سپس نبوی سید مهدی شجاعی را پشت نربیون دعوت كرد . شجاعی كه با تاخیر پشت تربیون قرار گرفت گفت «قرار نبوده  سخنران باشد بنابراین مطالبی را آماده نكرده و فقط به جهت احترام و عرض ادب پشت تربیون قرار گرفته است» و سپس خداحافظی كرد و نشست .مسافر آستانه نفر بعدی بود كه خیلی تند و سریع گزارشی از وضعیت دانشجویان تئاتر را از روی كاغذ خواند

در پایان مسعود ده نمكی کار …گردان تازه به دوران رسیده ای که معلوم نیست مدرک هنرمندی خود را از کجا گرفته و با فیلم اخراجی ها بیشترین لطمه روحی و معنوی را به رزمندگان وارد کرد نكاتی را به عنوان اعتراض بیان میكرد خود را به نزدیك تربیون رساند و به دعوت نبوی پشت تربیون قرار گرفت . او كه با عجله و تند و مانند همیشه با پرگویی  سخن میگفت در اولین پاراگراف با کنایه به حرفهای مجیدی ، خطاب به آقا گفت

» اگر دل بعضی ها گرفته دل ما هم گرفته

. چرا از روی ما رد می شوند و یا ما را هزینه میكنند «.

ده نمكی سپس به وجود جریان مافیا در سینما اشاره كرد و گفت» برخی در سالهای طولانی گذشته پول های فراوانی گرفته اند اما اثر درخشانی ارایه ندادند.

«وی همچنین با تحلیل وضعیت فعلی سینما خروجی نیروهای آموزش دیده از این دروازه را غیر ارزشی و سکولار زده خواند و در پایان اظهار امیدواری كرد  «همانگونه كه در باره جنگ احد و تلخی های شكست آن صحبت می شود روزی بتواند درباره تلخ ترین شكست های سالهای دفاع مقدس نیز براحتی صحبت كند.»لحظات پایانی فرا رسید و در حالیكه نحوه اداره نبوی همچنان مورد اعتراض بود آقا در لحظات كوتاه باقیمانده نكاتی را فرمودند.

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: